تبلیغات
آفتاب شهر فروی - آقای من تو نگاه نکن چشمانت را ببند

آقای من تو نگاه نکن چشمانت را ببند

محمدرسول الله

نام انسان بر شما سنگینی می کند!

حرامتان....

آقای من تو نگاه نکن چشمانت را ببند

کجای دنیای ما دیدن دارد؟

نگاه نکن که هر روز از انسانیت و شعور فاصله می گیریم

و با کوری و فساد و پلیدی دست برادری می دهیم!

دنیای ماست دیگر"به لجن کشیده شده است"

تو به دل نگیر....

شاید این خوک صفتان بر عقل های خود زنجیر زده اند...

اشهد ان هیچکداممان غیرت نداریم!

اشهد ان انگار هر روز آوای تکراری گوشمان را وادار به کری کرده است...

این خوک صفتان خواهر خود را از غریبه ها جدا نمی دانند

چه انتظار بزرگی از آن ها داری:

انسانیت؟!

اشهد ان برای ما زمینیان خدا، ایمان، شعور و انسانیت رنگ باخته است...

اشهد ان بر زبان های لالمان

ولی تو به دل نگیر این پلیدی ها را!

تحمل کن به آتش کشیدن کلام خدا را

ـ شعله ای که بی شک شعور خود را در آن سوزاندند ـ

تحمل کن بزرگ پنداشتن خود و حقیر پنداشتن ساحت مقدست را

تحمل کن پیام دار حق

تحمل کن...

شاید خودمان را به خواب زده ایم و فراموش کرده ایم که خاتم معرفت ، پیام آور انسانیت و نماد مهربانی و مردی اینچنین نبود که این دو پایان چهارپا صفت تصور می کنند...

بوی تعفن کلامشان و نقش کثیفشان بر این دنیا جایی برای نفس کشیدن نگذاشته است...

والا پیام دار :

اشهد ان بر تمام لطف و صبرت بر گناهمان

اشهد ان محمدً رسول الله

 

 

سید حسین نظریان



[ سه شنبه 26 آبان 1394 ] [ 08:01 ب.ظ ] [ علیرضا عسکری ]